شمس لنگرودی
زخمهای من، بیحضور تو از تسکین سر باز میزنند
بالهای من
تکهتکه فرو میریزند
برههای مسیح را میبینم که به دنبالم میدوند
و نشان فلوت تو را میپرسند
نه، نمیتوانم فراموشت کنم
خیابانها بیحضور تو راههای آشکار جهنماند
تو پرندهیی معصومی
که راهش را
در باغ حیاط زندانی گم کرده است
تک صورتی ازلی، بر رخسار تمام پیامبرانی
باد تشنهی تابستانی
که گندمزاران رسیده در قدوم تو خم میشوند
آشیانهی رودی از برف
که از قلههای بهار فرو میریزد
نه
نمیتوانم
نمیخواهم که فراموشت کنم
تپههای خشکیده
از پلههای تو بالا میآیند
تا به بوی نفسهای تو درمان شوند و به کوهستان بازگردند
ماه هزار ساله دستنوشتهی آخرش را برای تو میفرستد
تا تصحیحش کند
نه، نمیتوانم فراموشت کنم
قزلآلایی عصیانگری که به چشمهی خود باز میرود
خونین شده در رودها که به جانب دریا روان است
منبع: غزلداستان
مردم شاملو را شاعر ملی ایران می دانند
منبع: روزنامه فرهیختگان
پورياسوري:براي ما كه قرارمان با زندگي، زيستن با شعر است چنين روزي بسان عيد ميماند و درخور شادباش، چراكه امروز يادآور طلوع قطرهاي به تفتهگي خورشيد است از سينه سوزان و بيقرار شعر. احمد شاملو براي مردم ایران تنها شاعري در گذرگاه ادوار نيست او نماد تلاش روشنفکران و هنرمندان ایران در صد سال اخیر برای بسط آزادی و امید است و چه بجا است كه همين مردم از او بهعنوان شاعر ملي ايران ياد ميكنند و در پستوي خانههايشان شعري از او به نشان عشق نهان دارند. شادباش زادروز شاملو دو صفحهاي است كه روبهروي شما است؛ چه دلربا آنكه تمامي هنرمندان هديهدهنده اين شاد باش از سر خوشي و با رويي گشاده به مبارك باد اين روز آمدند كه حاصل كار آن شد كه... نظر در تو ميكنم اي بامداد كه با همه جمع چه تنها نشستهاي، قرارمان هميشه پابرجا است چون باورم به اينكه دريا به جرعهاي كه تو از چاه خوردهاي حسادت ميكند. اگرچه در اين مجال من با تو تنها نيستم و هيچكس با هيچكس تنها نيست ولي تا شعر يكسره زندگي است. من تو را دوست ميدارم و شب از ظلمت خود وحشت ميكند.
ادامه مطلب
گزيدهای از رد عميق زخمهای آقای شاعر
حسن همایون
منبع: وازنا
نخست؛ «مرا ببخش خیابان بلندم» عنوان تازهترین گزیدهی شعر محمد شمس لنگرودیست که نام این گزیده از مجموعهی «بیست و دو مرثیه در تیرماه» انتخاب شده است. در حالی که از مجموعهی «بیست و دو مرثیه در تیرماه» چهار شعر در این گزیده ارائه شده است؛ شاید اهمیت این یادداشت هم در پرداختن به این مسأله باشد، شايد.
دوم؛ «بیست و دو مرثیه در تیرماه» آخرین مجموعهی شعر محمد لنگرودیست که در شرایط کنونی چاپ و نشر، با توجه به نگاه و رویکرد کنونی به مسألهی کتاب و مجوز دادن به آنها بعید به نظر میرسید، بتواند شانسی برای عرضهی مکتوب داشته باشد، از همین رو همزمان به اعتراضهای خیابانی مردم نسبت به نتایج دهمین دورهی انتخابات بود که شاعر در همراهی، هم گلویی با صدای اعتراضی مردم، با انتشار نسخهای الکترونیکی تازهترین مجموعهی سرودهاش در فضای وب، امکان دسترسی مخاطباناش به این مجموعهی اعتراضی را فراهم آورد و آنطور که انتظار میرفت از این مجموعه استقبال شده و به دفعات فراوان «بیست و دو مرثیه در تیرماه» در فضای نشر آنلاین باز انتشار یافت. و از طریق لینکهای فراوان نسخهی پی دی اف اين مجموعه دانلود و خوانده شد.
ادامه مطلب
سرماي تلخ گلوله اي
در سينه ام
احساس مي كنم. –
قطرات باراني سرد
كه در انگشتانه ي خون
- جاي پاي گلوله ها -
بريزد.
چه شد كه به ناگهان گرداگردم در تاريكي فرو ريخت
پيرهنم چرا
چون پولك ماهي ها، ناگاه
گلگون و سفيد شد!
چگونه در آن شامگاه تابستاني
در فاصله ي سه چهار گل سرخ كوچك
صدايم را نشنيديد و مرا گم كرديد!
آه، شب بوي سفيد موي من!
بادها، چه هنگامي مي وزند كه تو را بخوانم!
تو همان جا
ميان همان برگ ها
ميان همان، شامگاه ورق شده
خاموش و پير بنشين
ژنده پاره هاي سكوت را چرخ كن
و به آرامي
پيرهنم را بدوز.
اما
پيرهنم سفيد نباشد مادر!
سفيد
سرد است و نمي دانم چرا
بوي مرگ مي دهد.
شمس لنگرودي داستان كودكان منتشر ميكند
منبع: ایسنا
يك داستان كودكان نوشتهي محمد شمس لنگرودي منتشر ميشود.
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين داستان «رومي و بومي» نام دارد كه همراه با ماجرايي كه بر آن گذشته، با تصويرگري منتشر خواهد شد.
ماجراي رفته بر اين داستان كه توسط رضي هيرمندي به انگليسي ترجمه شده، به اين شرح است كه مركز پرلز در لندن طي فراخواني از نويسندگان سراسر دنيا دعوت ميكند تا داستاني را براي كودكان در يك ردهي سني خاص بنويسند و در نهايت، از ميان آنها تعدادي را انتخاب ميكند. سپس بر اساس اين داستانها، آزموني را براي سنجش سطح استدراك كودكان همان ردهي سني از داستان برگزار ميكند. «رومي و بومي» نيز از جمله داستانهاي انتخابشده توسط اين مركز است.
داستان كودكان شمس لنگرودي كه در فاصلهي سالهاي 83 - 84 نوشته شده، از سوي نشر چشمه به چاپ خواهد رسيد.
از اين شاعر و پژوهشگر، پيشتر نيز داستان كودكان «شبي كه مريم گم شد» منتشر شده است كه به گفتهي او، خيلي بد چاپ و پخش شد.
ШАМС ЛАНГЕРУДИ
ترجمه: حمیدرضا آتش برآب

منبع: وبلاگ شخصی حمیدرضا آتش برآب (نقش آفتاب)
Почему всех не прощать?
Почему раны не забывать?
Я же забуду
Домой дорогу,
Личико ребёнка моего
И даже как произносишь имя моё.
И пламя уходит с ветром
Перевод: Хамидреза Аташбараб
ترجمه: حمیدرضا آتش برآب، آوریل ۲۰۰۹
چرا همگان را نبخشم
چرا از خاطر نبرم زخمها را
من كه فراموش خواهمكرد
نشانی خانهام
چهرهی كودكم
و تلفظِ نامم را از دهانت
و شعله كه بر باد خواهدرفت
کاش میوه این دخترک بودم
در اشتیاق دهانش می مردم
۲
به سایش بادی دلخوشم. ـ
سازی شکسته که بر میخی تاب می خورد
۳
آب می شوی برف
وقتی بشنوی چه به روز من آوردی
گزيدهاي از شعرهاي شمس لنگرودي به كوشش بروسان منتشر شد

منبع: ایسنا
گزيدهاي از شعرهاي محمد شمس لنگرودي به كوشش غلامرضا بروسان منتشر شد.
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين گزيده با عنوان «مرا ببخش خيابان بلندم» در 105 صفحه توسط انتشارات شاملو در مشهد به چاپ رسيده است.
گزيدهي يادشده دربرگيرندهي چهار سرودهي تازهي شمس لنگرودي است كه اخيرا هم در نسخهي الكترونيكي كتاب «22 مرثيه در تيرماه» عرضه شده است. به گفتهي بروسان، نام كتاب هم از شعري از اين مجموعه انتخاب شده است.
در اين گزيده بيش از 50 شعر از مجموعههاي منتشرشدهي شمس لنگرودي عرضه شده و در آغاز نيز شعر تقديمي بروسان به اين شاعر انتشار يافته است.
شعرهاي «مرا ببخش خيابان بلندم» از «رفتار تشنگي» (1355)، «در مهتابي دنيا» (1363)، «خاكستر و بانو» (1365)، «جشن ناپيدا» (1367)، «قصيدهي لبخند چاك چاك» (1369)، «چتر سوراخ» (1369)، «اشعاري براي تو كه هرگز نخواهي شنيد» (1369)، «نتهايي براي بلبل چوبي» (1379)، «53 ترانهي عاشقانه» (1383)، «باغبان جهنم» (1383)، «ملاح خيابانها» (1386) و «22 مرثيه در تيرماه» انتخاب شده است.
پيشتر نيز گزيدههايي از مجموعههاي شعر محمد شمس لنگرودي با عنوانهاي «چوپاني سايهها» با انتخاب كريم رجبزاده، «توفان پنهانشده در نسيم» به كوشش بهاءالدين مرشدي و «هيچكس از فردايش با من نگفت» با انتخاب آزاده کاظمي منتشر شدهاند.
شعر
مثل حرف زدن در خواب است
اول دیگران
و سپس تو را
بیدار می کند
۲
آخر به چه درد می خورد
آفتاب اسفند
این که جای پای تو را
آب کرده است
۳
شکوفه های انار را ببین
در برف زمستان!
دور از تو
فقط بید نیست مجنون است
در هر ایستگاهی که پیاده شوی
کنار توام
این قطار
مثل همیشه در کف دستم راه می رود
۲
من یک جاده ام
می آیم بی آن که بیایم
می رسم بی آن که رسیده باشم
به دور دست جاده نگاه می کنی
پیش پای توام
۳
فقط کنار تو گرم می شوم
وگرنه فاصله یی چندان نیست
از کنار شما تا دودی که به باد می رود
طوفانی پنهان شده در نسیم...
نخستین دفتر شعرش رفتار تشنگی در ۱۳۵۵ منتشر شد، اما پس از انتشار مجموعههای «خاکستر و بانو» و "جشن ناپیدا در اواسط دهه شصت به شهرت رسید.
«پنجاه و سه ترانه عاشقانه» مجموعه اشعار پنجاه و سه سالگی اوست
ایلنا: آنچه این روزها بیش از همه باعث آزردگی شعر دوستان و اهالی قلم شده است،از دست رفتن زود هنگام بزرگان این عرصه است.و آنچه از همه بیشتر دل آزرده مان می کند مراسم و بزرگداشت و یادبود پس از فراق آنان است.پس چه بهتر که تا هستند و می توانیم از نعمت وجودشان بهره ببریم آنها را قدر بدانیم تا فردایی دیگر در سوگشان دست بر سینه نکوبیم...
امروز 26 آبان برابر با پنجاه و نهمين سال تولد محمد شمس لنگرودی از شعرای معاصر ایران است که با اشعار خود سبکی عاشقانه و بی نظیر را در ادبیات ایران رقم زده است.
به گزارش ایلنا محمد شمس لنگرودی زاده ۲۶ آبان سال 1329 است. او فرزند آیت الله جعفر شمس لنگرودی است که مدت 25 سال امامت جمعه لنگرود را بر عهده داشت. وی استاد دانشگاه بوده و تاریخ هنر درس میدهد، و به همراه حافظ موسوی و شهاب مقربین مدیر انتشارات آهنگ دیگر میباشد.
وی سرودن شعر را از دهه پنجاه آغاز کرد. نخستین دفتر شعرش رفتار تشنگی در ۱۳۵۵ منتشر شد، اما پس از انتشار مجموعههای «خاکستر و بانو» و "جشن ناپیدا در اواسط دهه شصت به شهرت رسید.
«پنجاه و سه ترانه عاشقانه» مجموعه اشعار پنجاه و سه سالگی اوست.
از دیگر آثار او می توان به رفتار تشنگی ،در مهتابی دنیا ،خاکستر و بانو ،جشن ناپیدا ،قصیده لبخند چاک چاک ،نتهایی برای بلبل چوبی ،پنجاه و سه ترانه عاشقانه ،باغبان جهنم ،ملاح خیابانها ،توفانی پنهان شده در نسیم گزیده شعرها با انتخاب بهاء الدین مرشدی و۲۲ مرثیه در تیر ماه شامل اشعاری مرتبط با رویدادهای پس از انتخابات ۱۳۸۸اشاره کرد.او رمانهایی نیز منتشر کرده است از جمله رژه بر خاک پوک و چند اثر تحقیقی نیز از وی در بازار موجود است.
از وی به تازگی کتابی با نام "رباعی محبوب من" منتشر شده است که مجموعه ای از از بهترين رباعيات از رودكي تا نيماست.
گفتنی است وی در وبلاگ شخصی خود آثار جدید و اشعار و مقالاتش را منتشر می کند.
طوری متهمم می کنید
انگار
سوسکی را کشته ام
آدم بود
به سزایش رسید
۲
هی ماهی سیاه کوچولو!
که به جنگ نهنگ رفته یی
باروتت که در آب نم کشیده پسرم!
۳
جز در لاکم
کجا بگریزم
بالای سرم ایستاده است
با سنگی در کف اش
توفانی در نسیم

منبع: جدید آنلاین
با مراجعه به جدید آنلاین می توانید فیلم توفانی در نسیم را مشاهده کنید.
محمد شمس لنگرودی در ۲۶ آبان ۱۳۲۹در محلۀ آسید عبدالله لنگرود به دنیا آمد. دورۀ دبستان و دبیرستان را در لنگرود و دورۀ دانشگاه را در رشت طی کرد. تساهل و فضای فرهنگی رشت از جمله کتاب فروشیها، جوانان روشنفکر و بحثهای ادبی فراوان، فضای ذهنی بازتر و وسیعتری به او بخشید. تأثیر دانشگاه را نیز که آدمهای گوناگون در آن گرد آمده بودند و به قول خودش یکی اهل سینما، دیگری اهل موسیقی و سومی اهل شعر بود، نیز نمیتوان نادیده گرفت.
شمس در خانوادهای مذهبی بزرگ شد. پدرش از روحانیان و امام جمعۀ لنگرود بود. در جوانی به چپ مذهبی گرایش یافت. اما هیچگاه مبارز سیاسی فعالی نشد. طبع ملایم او به افکار تند راه نمیداد. به لحاظ فکری تحققپذیری عدالت را در همان راهی میجست که مارکس و انگلس گشوده بودند، اما همواره گرایش مذهبیاش برجا ماند: "همین الان هم، خیلیها هستند که به زبان مذهبی صحبت میکنند، اما عملاً حرف مارکس را میزنند".
ادامه مطلب
انگار حال خوشی ندارد
گاهی سعادت از در و دیوار من می بارد
گاهی
مینی فراموش شده در جنوب فرانسه است
و زیر میز نهار خوریم منفجر می شود.
۲
طوری متهمم می کنید
انگار
سوسکی را کشته ام
آدم بود
به سزایش رسید.
رباعي محبوب من شمس لنگرودي منتشر شد
منبع: ایسنا
كتاب «رباعي محبوب من» به كوشش محمد شمس لنگرودي منتشر شد.
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به گفتهي اين شاعر و پژوهشگر، كتاب يادشده گزينهاي از بهترين رباعيات از رودكي تا نيماست كه به همراه مقدمهاي انتشار يافته است.
شمس به اين موضوع اشاره كرد كه در اين مقدمه به اين موضوع پرداخته است كه از نظر او، رباعي خوب چه رباعياي است و چه شد كه از ميان هزاران رباعي، اين رباعيها را انتخاب كرده است.
نويسنده در اين كتاب، سير كلي رباعي را از رودكي تا نيما يوشيج بررسي كرده و به چهرههاي متشخص رباعي يعني خيام و مولوي و تفاوتهاي آنها پرداخته است. همچنين رباعيهاي سبكهاي مختلف را به صورت فشرده بررسي كرده است.
«رباعي محبوب من» به تازگي از سوي نشر مركز منتشر شده است.
شمس لنگرودي همچنين بخشي از بهترين تكبيتهاي ادبيات كهن را كه در طي ساليان دراز استخراج كرده، با بازبيني و دوبارهخواني، در قالب كتابي با عنوان «روزي كه برف سرخ ببارد» به چاپ خواهد رساند.
او از سوي ديگر، مجموعهي شعر «لبخوانيهاي قزلآلاي من» شامل 120 شعر كوتاه را به انتشارات آهنگ ديگر سپرده است. مجموعهي شعر «ميميرم، به جرم آنكه هنوز زنده بودم» شامل 60 شعر كوتاه هم حروفچينياش تمام شده و از سوي نشر چشمه منتشر خواهد شد. اين دو مجموعهي شعر با بنمايههاي فلسفي همراهاند.
ديگر مجموعههايي كه شمس به آمادهسازي آنها ميپردازد، مجموعهي 60 شعر عاشقانه و مجموعهاي از شعرهاي اجتماعي به نام «صبح آفتابيتان به خير، ببر برفي» است.
روزي كه برف سرخ ببارد
شمس لنگرودي برترين تكبيتهاي ادبيات كهن را كتاب ميكند
منبع: ایسنا
شمس لنگرودي مجموعهاي از برترين تكبيتهاي ادبيات كهن را در يك كتاب منتشر ميكند.
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين شاعر بخشي از بهترين تكبيتهاي ادبيات كهن را كه در طي ساليان دراز استخراج كرده، با بازبيني و دوبارهخواني، در قالب كتابي با عنوان «روزي كه برف سرخ ببارد» به چاپ ميرساند.
به گفتهي شمس، عنوان كتاب برگرفته از اين بيت صائب است كه ميگويد: روزي كه برف سرخ ببارد از آسمان / بخت سياه اهل هنر سبز ميشود.
او با اشاره به اينكه انتخاب اين نام آگاهانه بوده، علت آن را اينگونه توضيح ميدهد كه قصدش اين بوده كه توجه را به سمت بيتهايي كه در شعر ايران بوده؛ اما خيلي مورد توجه قرار نگرفتهاند، منعطف كند.
اين پژوهشگر كه پيشتر نيز «گردباد شور جنون» (سبک هندي و کليم کاشاني) را منتشر كرده، در كتاب جديدش بيشتر به سراغ شاعران سبك هندي و مكتب وقوع رفته و به جمعآوري شاهبيتهاي آنها پرداخته؛ شاعراني همچون: صائب تبريزي، كليم كاشاني، طالب آملي، غني كشميري، ناصرعلي سهرندي، عرفي شيرازي، ظهوري ترشيزي و بيدل دهلوي.
به اعتقاد شمس، حافظ و مولانا و شاعراني از اين دست از جمله شاعراني هستند كه همه آنها را ميخوانند و توجه به شعرشان زياد است؛ بنابراين او در اين كتاب به سراغ شاعران و شعرهاي مغفولمانده رفته و به نوعي خواسته تا مخاطبان كتابش به خواندن اين شعرها بپردازند.
او كه اين شعرها را از سالهاي نوجواني استخراج و فيشبرداري كرده، حالا حدود دو ماهي است كه كار روي آنها را براي انتشار در قالب كتاب شروع كرده و فكر ميكند تا دو ماه ديگر آن را به پايان برساند.
«روزي كه برف سرخ ببارد» همراه با مقدمهاي از اين شاعر دربارهي ديدگاههايش نسبت به شعر از سوي نشر مركز به چاپ خواهد رسيد.
همچنين كتاب شمس لنگرودي دربارهي رباعي با عنوان «رباعي محبوب من» در چند روز آينده از سوي نشر يادشده عرضه خواهد شد.
نويسنده در اين كتاب، سير كلي رباعي را از رودكي تا نيما يوشيج بررسي كرده و به چهرههاي متشخص رباعي يعني خيام و مولوي و تفاوتهاي آنها پرداخته است. همچنين رباعيهاي سبكهاي مختلف را به صورت فشرده بررسي كرده است.
از سوي ديگر، شمس مجموعهي شعر «لبخوانيهاي قزلآلاي من» شامل ١٢٠ شعر كوتاه را به انتشارات آهنگ ديگر سپرده است. مجموعهي شعر «ميميرم، به جرم آنكه هنوز زنده بودم» شامل ٦٠ شعر كوتاه هم حروفچينياش تمام شده و از سوي نشر چشمه منتشر خواهد شد. اين دو مجموعهي شعر با بنمايههاي فلسفي همراهاند.
ديگر مجموعههايي كه شمس به آمادهسازي آنها ميپردازد، مجموعهي ٦٠ شعر عاشقانه و مجموعهاي از شعرهاي اجتماعي به نام «صبح آفتابيتان به خير، ببر برفي» است.
رمان «شكستخوردگان را چه كسي دوست دارد» اين نويسنده نيز از كسب مجوز انتشار بازمانده است.
شعری از ۲۲ مرثیه در تیر ماه
آیا برای گرم کردن بازارشان
به آتشتان کشیدند؟
حتا باد ایستاده بود و نگاه میکرد که شعله فرو بنشیند
حتا شاخهها
از سوزاندن خود
تن زدند
کودکان اول ابتدایی
از هفت سالگی به عقب برگشتند
تا اعداد و حروفِ دروغ را نخوانند.
و به هنگامی که از مراسمتان بازگشتیم
دست نوشتههای مجسمهها بر کاغذ
بر پایهی شکستهی مرمری میلرزید
آنان
شرمناکِ سنگ بودنشان
سر به بیابانها، رفته بودند.
شعری از ۲۲ مرثیه در تیر ماه
هیچ نماد و کنایهیی
در میان نیست
روزنامهها همه تصحیح میشوند
سطرها
ردیف جنازهی سوسکهای له شده در چاپخانههاست
عکسها
نقاشیِ «گویا»
بر پیشخوان روزنامه فروشی
مردم
انگار که به روزنامههای سفید
نگاه میکنند
و آرزوها و آنچه را که در دلشان مانده
مرور میکنند.
10 تیر 88
«قايقسواري در تهران» بهترین مجموعه سپانلو
منبع: روزنامه فرهيختگان
شمس لنگرودي:سپانلو از معدود شاعران بافرهنگ و باتجربه در حال حاضر است. اول از همه لازم است بگويم يكي از مشكلات اصل شعر ما ذهنيگرايي است. اگرچه بعد از دوران مشروطيت تلاش زيادي براي خروج از اين ذهنيگرايي صورت گرفت اما به هر حال نشد كه مانند شعر غرب بتواند به واقعيتهاي بيرون توجهش را جلب كند.
ازجمله شاعراني كه درواقع برونگراييشان بيش از ديگر شاعران است و يك حركتي در اين جهت به شعر دادند (جدا از منوچهر شيباني كه اولين قدمها را برداشت) فروغ فرخزاد و محمدعلي سپانلو بودند؛ در دو طريق مختلف.
اهميت شعر سپانلو در شعر معاصر در دو مقوله است. اول توجه به ظرفيتهاي شعري كه در اطراف، اشياي روزمره و تاريخ زندگي محاصره شده است و ديگري گريز از رمانتيسيسم كه از سالهايي بهويژه دهه ٣٠ تا اواخر دهه ٤٠ گريبانگير شعر ما شده است. مجموعه اخير محمدعلي سپانلو بهترين مجموعه شعرش است. مشخصا ميتوان روي دو شعر انگشت گذاشت. «چه گاو سبز قشنگي» و ديگري كه نام فرودگاه ندارد اما درباره فرودگاه است. اين دو شعر دستاورد هنري و تجربي سپانلو است كه ميتواند پيشنهادهايي براي ارائه شعرهاي بهتري باشد. اين كتابي است كه من به خوانندگان كتاب شعر توصيهاش ميكنم.

محمد شمس لنگرودي در گفتوگو با ايلنا با تشريح مشكلات مميزي در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي طي سالهاي اخير گفت: من فكر ميكنم راهي كه تا امروز پيش گرفته شده نه تنها آيندهاي روشني براي مديريت فرهنگي كشور ندارد بلكه فقط باعث تخريب هنر و ادبيات ما ميشوند چرا كه در اين سال ها كمتر كتابي است كه به وزارت ارشاد برود و سالم بازگردد.
شمس لنگرودي با اشاره به كتابهايي كه در ارشاد گم ميشوند اضافه كرد: بسياري از آثار حتي بعد از اصلاحيههاي سنگين كه بر آن ميخورد وقتي مجدد به ارشاد ميرود دوباره اصلاحيه به آن ميزنند البته گاهي هم اين كتاب ها در ارشاد گم مي شوند.
وي گفت: كتابهايي كه به ارشاد ميرود، به صورت چهل تكه خارج ميشود و اين كار نه تنها براي مديريت فرهنگي كشور آيندهاي ندارد بلكه به شدت به ادبيات ما تخريب وارد ميكند .
| Design By : Night Melody |


